مرد بنفش

بنفش بپاش بر این خاکستر!

۳۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است.

اشتباهه

به نام خدا
اخبار رادیو پیام:« دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند کسانی که دوست و رفیق دارند افراد شادتری هستند.»
خب، من خلافش رو ثابت می‌کنم :))))
that's how we do nigga

تصادفاً

به نام خدا
خب، صاحبکار زنگ نزد و به نظر می‌آد نخواهد زد. بازم برمی‌گردیم به شرایط قبلی و زندگی رو به روش خاص خودمون ادامه می‌دیم :)

تکرار

به نام خدا
بنویس.
بنویس.
بنویس.
بنویس.
بنویس.
...

اهمیت

به نام خدا
مسئله این نیست که چقدر دیده بشی، چقدر تشویق بشی، چقدر بزرگ جلوه داده بشی. به قولی: مهم بودن خوبه؛ خوب بودن مهم‌تره.
همین‌جور دنبال اینی که چه‌طور شهرت و محبوبیت کسب کنی. راه و روشش مهم نیست؛ هزینه‌شم همین‌طوره. فقط یه چیزی باشه. یه عاملی برای پر شدن تو از همونی که بهش اعتیاد داری.
فکر کن حالا یه نفر این وسط فکر این چیزا نباشه و راه خودشو بره. هر بلایی که فکرشو کنی سرش می‌آد؛ تو هم یکی از بلایایی! تو هم کم آزار نمی‌رسونی بهش، مطمئن باش. اول می‌گردی ببینی چی آزارش می‌ده و بعد مثل یه سرمربی فوتبال که جناح ضعیف حریف رو پیدا کرده تا می‌تونی از همون‌جا بهش هجوم می‌بری. خسته‌ش می‌کنی. اون بیچاره اولاش نمی‌فهمه این حجمه از کجا داره می‌آد سمتش. اولش هیچی نمی‌دونه. کم کم می‌فهمه و پا می‌ذاره به باغ!
تازه به باغ رسیده‌های قصه، دو دسته می‌شن؛ یا می‌ترسن و محافظه کارن یا این که هیچی برای از دست دادن ندارن. کار ما با دسته‌ی دومه. از اینا باید ترسید. در کمال خوبی، گاهی اون‌قدر غیرقابل‌پیش‌بینی بد می‌شن که فکرشم نمی‌کنی. اتفاقاً مغزشونم خوب کار می‌کنه! همیشه یه قدم جلوتر از تو راه می‌رن؛ یه روزی بالاخره می‌افتی دنبال ردپاشون. با مهربونی، می‌کشوننت به انحطاط :)

ناآدمیزاد

به نام خدا
یک سویشرت و کمی موسیقی، همراهم آمدند تا تنها نباشم در این هیاهوی خیس. خیابان پر شده بود از صدای بارانی که مزاحم خیلی‌هاست. همان‌هایی که تا صدایش را می‌شنوند می‌روند گوشه‌ای کز می‌کنند و سر و صورتشان را می‌پوشانند تا مبادا شاخشان به شاخ باران گیر کند!
فروشنده‌ها را که نگو! به خونش تشنه‌اند! آخر باران با آن‌ها پدرکشتگی دارد؛ مشتری‌ها را چنان فراری داده که با برف سال بعد هم بازنگردند. صدای پای باران برای آن‌ها مثل صدای مهمانِ ناخوانده‌ی مزاحمی‌ست که کل زندگی‌اش را مشغول چتربازی‌ست.
در این میان دیوانه‌ها خیلی خوش‌‌حال بودند؛ شاید چون دل به دل راه دارد و دیوانه چو دیوانه بیند خوشش آید. صدای خنده‌هاشان به چک چک باران اجازه‌ی عرض اندام نمی‌داد اصلاً. این‌ها منتظرند تا قطره‌ای از آسمان ببارد تا خیابان‌های شهر را اپیدمیک‌وار، مبتلا به خود کنند. همان سربه‌زیرهای دیروزند که امروز سربه‌هوا شده‌اند و از باران بوسه ‌می‌جویند!
راستی خبری از آن پیرمردهای سیه‌دلِ نظمیه‌چی‌مسلک هم نبود که بگویند: بند می‌آید.
جای شما خالی :)
این هم یکی از همراهان پررنگم بود:
چارتار - باران تویی [کیفیت بالا]
چارتار - باران تویی [کیفیت معمولی]

بزن بریم

به نام خدا
بارون شدیده! نمی‌خوام دل کسیو آب بندازم یه وقت؛ می‌رم تا خودمو ببرم بیرون :))))

صبح جمعه

به نام خدا
با سلام و صبح به خیر :|
آغاز تغییرات رو به خودم و بانیان این تغییرات تبریک و تهنیت عرض می‌کنم :)